این روزها در شهر ما خیلی خبرهاست ... این روزها می برند و می دزدند اما این بار این بردن و دزدیدن با همیشه فرق می کند ... دانشجو می برند و می دزدند ... سعید ایزدبخش را به زندان می برند و شکنجه می کنند ... ۸ دلاور اهورایی ... یاران پلی تکنیکی تحت شکنجه قرون وسطی هستند ... این روزها در شهر ما خیلی خبرهاست ... این روزها شهر ما بوی خون می دهد ... بوی خون و لجن ... درست مثل آن روزهای سیاه قرون وسطی که کلیسا ایستاده بر باتلاقی از خون و لجن و تعفن می خواست به حیاتش تا نهایت ادامه دهد ... این روزها شهر ما عجیب شده شبیه روزهای سیاه قرون وسطی ... نه فقط شکنجهایش که آدمهایش هم قرون وسطی شده اند ... تمام شهر پرشده از "حشاشین" ... می برند و می کشند ... . این روزها به خانه دانشجویان یورش می برند ... این روزها هر روزش پر شده از حادثه ... .
این روزها در شهر ما خیلی خبرهاست این روزها در مذهبی ترین و دین مدارترینم حکومت دنیا!!!!! برای یک آیت الله حکم اعدام صادر می کنند به جرم بی جرمی ابراز عقیده ... این روزها کشیش ها را بر دار می کنند این روزها می سوزانند ... این روزهای سیاه ... .
این روزها در شهر ما خیلی خبرهاست ... این روزها عدالت را در گور میابی ... انصاف را در تاریکی محض ... این روزها بهترین ها را به زندان می برند به جرم بی گناهی ... .
این روزها در شهر ما خیلی خبرهاست ... بسیجیهای همیشه در صحنه برای دانیل اورتگا هورا می کشند ... بسیجیهیا همیشه در صحنه فقط هستاند که همیشه در صحنه باشند ولی نمی دانند که اورتگا ضد امپریالیسم با ژست های قشنگ و اداهای قشنگ تر دست در دست کاسترو و چاوز بر سر میز صبحانه می رود و نگاهش به همسایه شمالیش است و نهار را با او می خورد ... این بسیجیها فقط هستند که همیشه در صحنه باشند آنها هیچ نمی دانند ... نمی دانند چون نباید بدانند آنها چون عروسکهای کوکی همیشه در صحنه هستند هر کجا و هر وقت که به آنها بگویند ... چه شباهتیست بین این همیشه در صحنه ها و حشاشین آماده به خدمت ... .
این روزها همه باید مثل هم لباس بپوشند ... مثل هم حرف بزنند ... مثل هم راه بروند و همه تنها یک جمله را تکرار کنند این روزهای سیاه روزهای تک صدایست ... اما نمی توانند فکر هایمان را مثل هم کنند نمی توانند نگاهمان به دنیا را مثل هم کنند این بار ما را تا مسلخی می برند که خود قربانیانش هستند ... مسلخ عشق و جنون ... این روزها هر روز و هر ساعت و لحظه باید بخوانیم :
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر می خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد
•بیانیه بیش از 700 تن از مدافعین حقوق بشر به مناسبت سالگرد 22 خرداد
پی نوشت ۱: حشاشین گروهی بود که به دستور پاپ های خواندان بورجا در قرون وسطی تشکیل شد و تنها به فرامین کلیسا می دزدید ... غارت می کرد ... شکنجه می کرد و می کشت ... .
پی نوشت ۲:بخوانید پروانه نازنین و مطلب زیبایش در رسای مرحوم دکتر پرویز ورجاوند را ... .
پی نوشت ۳ :زندانبان کاش شکنجه ات وجدان تورا قبل از استخوان من می شکست ... .
پی نوشت ۴:ابراز نگرانی خانواده عباس حكيمزاده نسبت به ابهام در وضعيت وی ... .
پی نوشت ۵ :دادگاه ویژه روحانیت حکم اعدام آیت الله کاظمینی بروجردی را صادر کرد ... .
پی نوشت ۶: نماینده ای برای تمام فصول - بيش از 100 نفر از بازداشت شدگان تظاهرات اخير آذربايجان با پیگیریهای اعلمی آزاد شدند
پی نوشت ۷: تاکتیک جدید دولت نهم برای فرار از حقیقت - نحوه محاسبه نرخ تورم در ایران تغییر می کند
پی نوشت ۸:انقلاب فرهنگی خزنده در دانشگاهها - نوروز
پی نوشت ۹: انحراف - طرح موضوع ازدواج موقت و بی حجابی و اراذل و اوباش با هدف منحرف كردن افكارعمومی
پی نوشت ۱۰ : تن فروشی ما تنها راه نجات ما بود ... گفتگو با دختری که مادرش در دو قدمی حکم سنگسار ایستاده است ... .
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:25 توسط : میرا


....................................

